محرم - روایت ششم

یا لطیف  

    یکی از رسوم اعراب در جنگهای قدیم این بود که در ابتدای کارزار نفر به نفر رودر رو می شدند و پهلوانی از سپاهی خارج می شد و هماوردی می طلبید . این عمل علل گوناگون داست که شاید یکی از مهمترین آنها ترساندن سپاه روبرو بود . مرد جنگجو از سپاه خارج می شد و خود را بر اساس اصل و نسب معرفی می کرد و می گفت از کدام قبیله است . همیشه این کار اثر روانی تخریبی زیادی داشت . مخصوصا در اعراب آن زمان که هر قبیله به پهلوانهایش می نازید .

    مردان اباعبدالله (علیه السلام) از بعد از ظهر عاشورا که جنگ نفر به نفر را شروع کردند ، هر کدام وقتی به میدان می رفتند خود را معرفی می کردند یا اصطلاحا رجز می خواندند . بررسی رجزهای عاشورا بسیار جالب است .

    حسین جان ...

    رجزهای بنی هاشم زیبایی خاصی داشت که شاید زیباترین آنها رجز حضرت علی اکبر می باشد (علیه السلام) که در آغاز چه جاودانه فرمودند انا علی ابن الحسین ابن علی و باز نام مولا علی را در میانه پیکار کربلا و در حساسترین لحظات عنوان کردند .  رجزهای اصحاب هم که هر کدانم لطف خاصی داشتند که ذکر آنها در این مقال نمی گنجد باشد در زمان بهتر...

    در حادثه عاشورا این عمل نتیجه خوب دیگری هم داشت و راویان و مقتل نویسان حاضر در صحنه توانستند قبل از قطعه قطعه شدن پیکر های پاک آن عزیزان فهرستی از بهترین یاران تاریخ را نگاه دارند . اما دربین شهیدان واقعه عظیم عاشورا شهیدی کم سن و سال نیز هست که نسب او مشخص نیست . بهتر است حکایت او را عین تاریخ بشنویم . . .

    ابا عبدالله (علیه السلام) زمانی می بینند که در بین کسانی که آمده اند و اذن میدان می گیرند ، نوجوانی ده دوازده ساله ای هم ایستاده و شمشیر به کمر بسته . آمده خدمت حضرت و اذن میدان می خواهد . گویا پدر این نوجوان از یاران حضرت بوده و قبلاً به شهادت رسیده بوده . حضرت (علیه السلام) فرمودند تو سن کمی داری ، نرو . حضرت گمان کردند از مادر اذن ندارند و نو جوان می گویند که مادرم گفته اند اگر خودت را فدای حسین نکنی از تو راضی نیستم .

    تا اینجا از اینگونه صحنه ها اتفاق افتاده بوده یا تا غروبتر اتفاق می افتد . اما ببنید مکتب حسین این علی (علیه السلام) چه می کند و چگونه نوجوانان و جوانانی تربیت می کند .

    نوجوان وقتی به میدان رفت و خواست خود را معرفی کرد خود را به نهضت همیشه جاوید حسین پیوند زد . این تیزبینی و دقت  از آنانی که همنفس قاسم ابن الحسن (علیه السلام) و علی اکبر حسین (علیه السلام) بوده اند بعید نیست . آمد در میان میدان ایستاد . در مقاتل از او اسمی نیست و فقط نوشته شده  :

 

و خرج شاب قتل ابوه فی المعرکه 

 

    فکر نکنید او رجز نخوانده . او یکی از زیباترین رجزها را خوانده . فریادی زده که هنوز جوانان عالم غبطه او را می خورند . فریاد زد :

امیری حسین و نعم الامیر                سرور فؤاد البشیر النذیر


و سلام علی من التبع الهدی

انشا الله ادامه دارد  

 

 

 

/ 90 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام عرض می کنيم به کبوتر بين الحرمين وب لاگه خوبی دارين شما هم عقايدتان کاملا مثل خودمه

سعيد

سلام آفرین ... ایشالله موفق باشی یه سرم به ما بزن، منت میذاری سرما اگه موافق باشی با هم تبادل لینک کنیم التماس دعا یا الله

زيتت

سلام وبلاگ قشنگی داريد استفاده کرديم موفق باشين به ما هم سر بزنيد خوشحال ميشيم يا علی

زينت

در ضمن من شما رو با افتخار لينک کردم شما هم اگر خواستين ما رو لينک کنيد با تشکر

دختر آسمان

فریاد تمنای ظهورش چو به پا خواست ...... فریاد زدم بر سر دل شرم کن از خواست این است حقیقت و جز این نیست ببینیم ....... ما غایب و اومنتظر آمدن ماست ////////////////////////////// ممنون از حضورتون. یا حق

ابوالفضل

با عرض سلام مجدد : نيت عرض ادب و بهرمندی از هنرنمايی قلم توانايتان بود... ايام به کام و التماس دعا

آمون

سلام بزرگوار ممنونم از لطفتون شرمنده که دير خدمت رسيدم التماس دعا درپناه خدا

آنــاهیـــل

عرض سلام و ارادت خدمت شما بزرگوار مثل همیشه پرمحتوا ....... امیــــــــری یا حسیـــــــــن و نعم الامیـــــر التماس دعا به امید دیدار یا حق

سید مهدی کوچولو

سلام کبوتر زیبای بین الحرمین.واقعا زیباست .متاسفانه ما از این نوع اطلاع رسانی ها در مورد واقعه عاشورا کم داریم. خدا خیرت بده جوون..[شوخی]