راهیان نور - روایت چهارم

یا لطیف رزمایش عشق همچنان پابرجاست

هم اکنون در حال عبور از مناطق عملیاتی،عملیات عظیم فتح المبین هستیم . منطقه ای که هنوز هم در آن عملیات بزرگی انجام می شود . عملیات ساخت سد عظیم کرخه. اثر آن عملیات رزمندگان دیروز و سازندگان امروز که انگار هنوز هم رزمنده اند به خوبی در منطقه دیده می شود و دشت سرسبز است. کاش باز هم در ادامه سفر اینگونه بهسازی هارا شاهد باشیم. امیدوارم .....!!!!!!  
از سایتهای موشکی ۴ و ۵ عبور کردیم. جایی که تجلی عشق در جنگهای بسیار مدرن روی داد.همانجایی که آن ملعون ادعا کرده بود که اگر آنجا را ایرانیها بگیرندکلید بصره را به ایرانیان خواهند داد .
قتلگاه شهدای فتح المبین
آری یزیدیان همه چیز را در تعداد نفرات و سلاح می بینند و چه می دانند عشق چیست و نمی دانند لشگریان اباعبد الله در هیچ جا نمی مانند از آن رو که آنان به میزان ارادتشان به صاحب حقیقی شان سرمایه و سلاح می گویند نه به این ادوات ظاهری .حال اینجا بیرق های خیر و شر به استحضار درآمده است و مگر می شود این بیرقها برپا شود و آنجا کربلایی رخ ندهد پس چگونه بپذیریم :

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

فقط شقایقها حق دلرندجاپای خون شهدا بگذارند

   پس یزیدیان آن سو ایستادند و حسینیان این سو . کربلا مجسم شد و کربلا همیشه قتلگاه دارد. اکنون کنار قتلگاه شهدای فتح المبین ایستاده ام و قتلگاه ها هر جایی که باشند یادآور قتلگاه عزیز دل زهرایند و انگار وقتی رفتم آن بالای تپه تا موضع عراقیان را نسبت به حسینیان ببنیم تازه دلم رفت بالای یک تل دیگر آن دورترها که چه نزدیک در دل ما جای دارد.همانجا که عقیله بنی هاشم ایستاد و تماشا کرد که چه می شود آن پائین . خدایا چگونه تاب آورد زینب ( س) این صحنه را رویت نماید و حالا این مادر ان و خواهران شهید چگونه می بینند این صحنه را .

به والله قسم اگراز تمام زینبیون بپرسید چگونه اینجا قتلگاه را نظاره گرید می گویند :

  ما رایت الا جمیلا    زینبیون می روند تا ثابت کنند ما رایت الا جمیلا

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد جواد

سلام ، خوبی عزیزم ؟ ای ول چه وبلاگ خوبی ... خدا وکیلی کی تا حالا این وقت صبح برات کامنت گذاشته... دو تا مطلب توپ دارم ... بدو تا از دستت نرفته بخون .......

خنده تلخ

ياهو اللهم عجل لوليک الفرج سلام بزرگوار خيلی زيباست فقط ميتونم همينو بگم واقعا عاليست التماس دعا-ياحق

علمدار

سلام خيلی وقت بود وبلاگب بالا نمی آمد امروز که ديدم شکه شدم دلم هوای پاک می خواد هوايی که توش گناه نشده باشه..آه جنوب کجايی؟؟؟؟؟...

خنده تلخ

ياهو اللهم عجل لوليک الفرج سلام بزرگوار ممنونم از حضور پرمهرتون در وبلاگ خودتون و مطلب زيبايی که به يادگار گذاشتيد خوشحال ميشم بروز کرديد اطلاع بدين التماس دعا-ياحق

نی نوا

خسته نباشید عالی بود ............... خداخیرتون بده به روزم پس از پدر و مادر کاظم اخوان، پدر محمدتقی رستگار مقدم، این بار مادر سید محسن موسوی آرزوی دیدار فرزندش را به سینه سرد خاک برد ... http://aiadamha.blogfa.com یا علی

shahab

سلام دوست عزیز وبلاگه زیبایی داری و فوق العاده زیبا مینویسی خوشحال میشم به منم سر بزنی موفق باشی _____________________ بچه ها شوخي شوخي به پرنده ها سنگ مي زنند. ولي پرنده ها راستي راستي مي ميرند. آدما شوخي شوخي همديگر رو مي رنجانند . ولي راستي راستي قلباشون مي شكنه . و تو هم شوخي شوخي مي گي دوستم داري. ولي من راستي راستي عاشقت شدم.

مسافر

سلام حميد آقا...احوال شما انشا الله قسمت بشه با شما راهی اين سرزمين شويم... التماس دعا

محمد جواد

سلام و عرض ادب 1/ اول ببخشید که دیر خدمت رسید ، مشهد بودیم و نایب الزیاره ... مشهد نامه و عکس هایش رو می تونید در وبلاگم ببینید ... 2/ فردا جلسه ی هیات بلاگ در باشگاه وبلاگ نویسان ساعت 5 برگزار میشه . اخبار تکمیلی در این رابطه را در وبلاگ مربوطه بخوانید . خوشحال می شیم از حضور نورانی شما عزیزان . http://heyatblog.blogfa.com 3/عرض ادب و احترام مجدد . دوم ببخشید دیر وقت مزاحم شدم . موفق و سلامت باشید .

سید محسن

به نام حضرت دوست سلام برادر بزرگوار ممنون از اینکه یکشنبه بر ما منت نهاده تشریف آوردید بازهم قدومتان را بر دیدگانمان بگذارید در پناه حضرت دوست