محرم - روایت پنجم

یا لطیف

 


   شب عاشورا شب عجیبی بود . شبی که امام (علیه السلام) بیعت از یارانش برداشتند . برداشتن بیعت امر کوچکی نیست . حضرت ابتدا تعبیری خطاب به یارانشان دارند که آنان را بهترین یاران می دانند و حتی آنان را از یاران جد مبارکشان در بدر بهتر می دانند و یا از یاران پدرگرامیشان در صفین نیز بهتر می شمارند ، سپس می فرمایند از این لحظه شما دیگر می توانید به سوی دیار خودتان بروید . از تاریکی شب بهره بگیرید و بروید ، اینان تنها مرا می خواهند . بعد عاطفی واحساسی حرکت امام آن هم در آن شرایط بسیار بالاست . حضرت (علیه السلام) حتی این امر را خطاب به بنی هاشم هم می گویند و از آنان نیز می خواهد که بروند . درک این حرکت در توان ما نیست و گویا حضرت (علیه السلام) بار دیگر می خواهند به همه تاریخ نشان دهند که این مردان و زنان از روی انتخاب و عشق اینجا هستند .

 

     اما عرض بنده این نکته نیست بلکه یکی از زیباترین رویداد های کربلا صحنه ی پاسخ اصحاب در شب عاشوراست ،از بنی هاشم گرفته تا یاران هر کدام سخنی گفتند . بنی هاشم عمری در محضر علی (علیه السلام) وآل علی (علیه السلام) زانوی ادب و کسب علم و معرفت بر زمین زده بودند . اگر تعجب کنیم از کلام عباس (علیه السلام) برادر عزیز حضرت(علیه السلام) و یا برادران مسلم و یا حتی قاسم بن الحسن (علیه السلام) که در پاسخ به سؤال عمویش در مورد مرگ فرمودند :«احلی من العسل» نهایت بی معرفتیمان را به این خاندان نشان داده ایم . هرچند باید در رفتار تک تک این عزیزان دقت نماییم .

     اما یاران حضرت سخنان عجیبی به زبان آوردند . حتی شنیدن سخن آنچنانی از زبان کسی مانند مسلم و یا بریر عجیب نیست . اما زهیر مردی که خیلی دیر به این خیمه گاه متصل شد چقدر عاشق جمال یار شد که  در کلامی قابل تامل خطاب به امام (علیه السلام)فرمودند : دوست دارم هزار بار کشته شوم  و دوباره زنده شوم باز دست از تو و خاندانت نمی کشم انگاری زهیر گفته بودند  اگر همین الآن خبر دهند که دیگر حساب و کتاب ومعادی نیست و تا ابد در همین دنیا می مانیم ، من باز دست از یاریت بر نمی دارم .

 وقتی به خود می نگرم وهمین اندک ادعای دینداری را می بینم وخوب در رفتار وعلت دینداریم می اندیشم همه را از جهت ترس از بازخواست اخروی ومعاد می بینم ، هر چند این نوع دینداری اشکالی ندارد و ترس از معاد و رستاخیز در آیات و روایات بسیار تاکید شده ، اما خوب است کمی هم همت کنیم وهمچون یاران اباعبدالله (علیه السلام) دینداری کنیم . آنانی که آنچنان محو جمال وشوکت اربابشان قرار گرفته بودند که دیگر هیچ نمی اندیشیدند که عالم دیگری هم هست و در رکاب این چنین مردمی بودن و جنگیدن و تکه تکه شدن اجری خاص دارد ودر میان خیل شهدا جای خاصی خواهد داشت . آنقدر که گویی دوست داشتند  تا ابد در رکابشان باشد .

 آری کربلا حماسه ای است که در آن ابعاد هیچ گاه تکرار نمی شود درست است که هر روز عاشوراست و هر مکان کربلا اما کجا سراغ دارد تاریخ زهیری با این چنین ارادتی بر مولای خویش. . .

وسلام علی من التبع الهدی

 

انشاالله ادامه دارد . . .

/ 58 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سکوت آفتاب

اگر در هر محرم عمرم یکی یا حتی ذره ای از یکی از نجواهائی که در گوشم کردی الان در مسیر عرش پرواز میکردم.

گدای عشق

سلام ازخوندن مطلب زيباتون خيلی لذت بردم امیدوارم بتونيم باتلاش وهمت درمسیر دین و اعتقاداتمون محکم و استوار باشیم خیلی زیبا نوشتین التماس دعا یاعلی

محبان الحسين

سلام عليكــــم دوست عزيز و گرامــــــــــي عزاداريهاتان قبول فاجعه هتك حرمت به ساحت مقدس امامان معصوم و مواليانمان راابتدا به محضــر آقــــا امام زمـــــان ( عج ) تسليت گفته و سپس به جامعه مسلمان و تمامي انسانهــــــــاي آزاده در سراسر جهان تسليت مي گويم . به روزيم ... موفق باشيد و التمـــــــاس دعـــــا يا حسيــــن مظلــــــوم

hadighadem

سلام اخوی منتظرتیم در ضمن اگر خواستید سری به انصار نصرالله بزنید>> ((من را چه به حزب الله و سید حسن نصرالله!!!!!!!!!!)) وبلاگ انصار نصرالله بروز شد. منتظر شما و نظرتان هستم لبیک یا نصرالله

ناصر

بسمه تعالی سلام عليکم مقاله شما با عنوان محرو روايت پنجم در بخش آثار ارائه شده مسابقه وبلاگ نويسی محرم لينک شد . موفق باشيد يا علی

دوست

سلام .خيلی خوشحالم که اومدم و وبلاگت رو ديدم خسته نباشی به وبلاگ منم سر بزن . خداحافظ

کبوتر حرم

انشاء ا... در حد توان و ظرفيت جزو تربيت شدگان مکتب حسين (ع) باشيم. موفق و مويد باشيد.

گداي فاطمه س

شبي ساكت و دلگير خودم بودم و قلبي كه ز غم بسته به زنجير وَنزديك اذان بود كه پيچيده در آفاق همه نغمه تكبير نوشته اند كه هنگام اذان دست به دامان خدا باش وَ مشغول دعا باش كه آن لحظه بود لحظه شيرين اجابت وَ باز است به درگاه الهي در رحمت شدم گرم عبادت دو چشمم پر ازاشك شد و روي لبانم همه سوگند كه يارب تو رهايم كن از اين بند وَگفتم به خدا بين دعايم كه دلتنگ اذان حرم كرببلايم همان جا كه دل از سوز فراقش شده بي تاب همان جا كه زده دست به دامان زمين خوشه مهتاب همان وادي سوز و عطش و درد همان وادي شرمندگي آب همان وادي پاك حرم حضرت ارباب همان جا كه قدم رنجه نموده است گل ياس طوافش كند از عشق وَ احساس به لبهاش بوَد ذكر ابالفضل(ع) و درياي دو چشمش پر الماس همان كعبه كوچك، كف العباس(ع) همان خاك كه هم بدر و خندق و احزاب و حنين است همان جا كه زمين معركه عشق حسين(ع) است خيابان بهشتي كه معروف به بين الحرمين است و گفتم به خدا بين دعايم كه دلتنگ اذان حرم كرببلايم.....

هم دوماد کبوتر بین الحرمین

سلام انشاالله موفق باشید درسایه حضرت ولی عصر علیه السلام

مطالب خوب بود مويد باشيد با ياري امام حسين انشا ا...