یا لطیف

 


   شب عاشورا شب عجیبی بود . شبی که امام (علیه السلام) بیعت از یارانش برداشتند . برداشتن بیعت امر کوچکی نیست . حضرت ابتدا تعبیری خطاب به یارانشان دارند که آنان را بهترین یاران می دانند و حتی آنان را از یاران جد مبارکشان در بدر بهتر می دانند و یا از یاران پدرگرامیشان در صفین نیز بهتر می شمارند ، سپس می فرمایند از این لحظه شما دیگر می توانید به سوی دیار خودتان بروید . از تاریکی شب بهره بگیرید و بروید ، اینان تنها مرا می خواهند . بعد عاطفی واحساسی حرکت امام آن هم در آن شرایط بسیار بالاست . حضرت (علیه السلام) حتی این امر را خطاب به بنی هاشم هم می گویند و از آنان نیز می خواهد که بروند . درک این حرکت در توان ما نیست و گویا حضرت (علیه السلام) بار دیگر می خواهند به همه تاریخ نشان دهند که این مردان و زنان از روی انتخاب و عشق اینجا هستند .

 

     اما عرض بنده این نکته نیست بلکه یکی از زیباترین رویداد های کربلا صحنه ی پاسخ اصحاب در شب عاشوراست ،از بنی هاشم گرفته تا یاران هر کدام سخنی گفتند . بنی هاشم عمری در محضر علی (علیه السلام) وآل علی (علیه السلام) زانوی ادب و کسب علم و معرفت بر زمین زده بودند . اگر تعجب کنیم از کلام عباس (علیه السلام) برادر عزیز حضرت(علیه السلام) و یا برادران مسلم و یا حتی قاسم بن الحسن (علیه السلام) که در پاسخ به سؤال عمویش در مورد مرگ فرمودند :«احلی من العسل» نهایت بی معرفتیمان را به این خاندان نشان داده ایم . هرچند باید در رفتار تک تک این عزیزان دقت نماییم .

     اما یاران حضرت سخنان عجیبی به زبان آوردند . حتی شنیدن سخن آنچنانی از زبان کسی مانند مسلم و یا بریر عجیب نیست . اما زهیر مردی که خیلی دیر به این خیمه گاه متصل شد چقدر عاشق جمال یار شد که  در کلامی قابل تامل خطاب به امام (علیه السلام)فرمودند : دوست دارم هزار بار کشته شوم  و دوباره زنده شوم باز دست از تو و خاندانت نمی کشم انگاری زهیر گفته بودند  اگر همین الآن خبر دهند که دیگر حساب و کتاب ومعادی نیست و تا ابد در همین دنیا می مانیم ، من باز دست از یاریت بر نمی دارم .

 وقتی به خود می نگرم وهمین اندک ادعای دینداری را می بینم وخوب در رفتار وعلت دینداریم می اندیشم همه را از جهت ترس از بازخواست اخروی ومعاد می بینم ، هر چند این نوع دینداری اشکالی ندارد و ترس از معاد و رستاخیز در آیات و روایات بسیار تاکید شده ، اما خوب است کمی هم همت کنیم وهمچون یاران اباعبدالله (علیه السلام) دینداری کنیم . آنانی که آنچنان محو جمال وشوکت اربابشان قرار گرفته بودند که دیگر هیچ نمی اندیشیدند که عالم دیگری هم هست و در رکاب این چنین مردمی بودن و جنگیدن و تکه تکه شدن اجری خاص دارد ودر میان خیل شهدا جای خاصی خواهد داشت . آنقدر که گویی دوست داشتند  تا ابد در رکابشان باشد .

 آری کربلا حماسه ای است که در آن ابعاد هیچ گاه تکرار نمی شود درست است که هر روز عاشوراست و هر مکان کربلا اما کجا سراغ دارد تاریخ زهیری با این چنین ارادتی بر مولای خویش. . .

وسلام علی من التبع الهدی

 

انشاالله ادامه دارد . . .

جمعه ۱۳۸٥/۱۱/٢٠ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ توسط کمیل نظرات ()