یا لطیف

    سالیان سال تئوریسین های شرقی و غربی در تفکر تحقق آرمانشهر رویایی بشر مبادرت به ساختن مکاتب و ایدئولوژی های صرفا انسان محور پرداختند که  بالاصطلاح سرانجام خوشی را برای او رقم زنند . دوره همه آن ایسم ها به سر آمد و بشر دور شده از معنویت حقیقی و مست غرور فهم ناقص خود ، اینگونه خیالپردازی  کرد و نظریه داد که عصر ایدئولوژی ها تمام شده و بشر دیگر نیازی به ایدئووژی ندارد . اما خیلی زود همین حرف بی اساس هم شکست خورد . انگاری این بشر مغرور به قدرت ناقص و ضعیف خود هیچگاه نمی خواهد بپذیرد که بدون اتکا به معنویت حقیقی و ازلی خداوند متعال نمی توان آرمانشهری مطلوب ساخت . . .

    آنگاه شروع کردند به ایجاد بستری برای تحقق آخر الزمان مورد ادعای خودشان . مرزهای ذهنی در اطراف کشورها کشیدند و کشورهای زیادی را در خیال و واقعیت قربانی همان فکر خام تحقق آخرالزمانشان کردند  و در این میان بلاد مسلمین و اماکن متبرک و مقدس آنان ، بزرگترین سد راه تحقق آخرالزمان مورد ادعایشان بود ، پس شروع به از میان برداشتن آن نمودند .

                  اَین َ المُعِدُ لِقَطعِ دابِرِ الظُلمةِ

 

    آنها خیلی جدی به این مسئله نگاه می کردند و شروع کرده بودند به ساختن جامعه مدنی مورد نظرشان . جامعه مدنی که در آن همه چیز بوی خواستهای انسانی و نفسانی می داد و می دهد و همه افتخارشان در این جامعه مدنی حقوق بشر است . حقوق کدامین بشر معلوم نیست ؟؟؟‌!!!

     انگاری ایمان آنها برای ساختن آرمانشهر مدنی مورد نظرشان و ساختن مدینه فاضله بشریشان از ما مسلمین بیشتر می نماید . انگاری مسلمین فراموش کرده بودند که آرمانشهر حقیقی تحقق نمی یابد مگر در استقرار جامعه مهدوی و تمنای تحقق دولت یار و- یا به قول آن دوست بزرگوارمان دولت آخرین  - صرفاْ آرزویی نیست که نیت کنیم و در دل از خدا بخواهیم . چرا که جامعه مهدوی نیاز به انسانهایی دارد که بتوانند مهدوی بیاندیشند و مهدوی زندگی کنند . مگر تاریخ فراموش کرده آن دعوتهایی که قبلا برای تحقق دولت علوی و حسینی شده و ادامه آنگونه در حق ولی الله جفا شد . قرار نیست برای تحقق دولت آخرین یا بهتر بگویم برای ایجاد جامعه مهدوی صرفا دعا کنیم و دعوت کنیم از حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ،همه آنها اتمام حجتی بود برای بشر بهانه گیر و خط مشی برای امروزیان . باید طوری زندگی کنیم که انگاری هر آن در محضر حضرت دوست قرار داریم .             


    اما دقیقاْ درد اینجاست که حالا مردمانی شدیم که بیشتر از آنکه منتظر و آرزومند جامعه مهدوی باشیم و زمینه ساز تحقق آن باشیم ، به نوعی منتظر آمدن جامعه مدنی شده ایم و هر باز که می خواهیم مصداقی از جامعه خوب بیان کنیم به جای آنکه ذهنمان به سوی حکومت مولای عشق امیر المومنین (علیه السلام) برود و از جامعه علوی مثال بزنیم به جایی می رویم که قلم از گفتن آن شرم دارد .

    حالا برای بسیاری از ما جامعه مدنی غرب با تمام نقصهایی که خودشان بدان اذعان دارند مدینه فاضله شده و دائما فراموش می کنیم که عصاره جامعه مهدوی و هدف غایی ظهور حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه والشریف) تحقق عدالت است . اما انصافاْ در کدامین جامعه مدنی غرب و شرق بویی از عدالت استشمام می شود ؟؟؟!!

 

مولا جان بارها به خود گفته ایم که تحقق فرجت صورت نمی گیرد ، مگر آنکه ابتدا در دلهایمان ظهور کنی ...

 

مولا جان ما که تمنای آمدنت داریم و در دل هر روز آن را می پرورانیم ، شما یاریمان نما بلکه تحقق این امر تنها در دلهایمان نباشد و قدری بیشتر درآماده سازی ظهورت تلاش نمائیم .

جمعه ۱۳۸٦/٩/٩ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ توسط کمیل نظرات ()

یا لطیف

    حالا آن قدر آخرالزمان مهم شده که همه سعی می کنند به نفع خود آنرا تفسیر کنند . گروهی هم سعی می کنند بیشترین تحریف را به آن موعود همه ادیان نسبت دهند و چه دردناک است که گروهی از شیعیان حضرتش هم از سر بی دقتی همه ظهور حضرت را در ریختن خون از ذوالفقار حیدریش می بینند و انگاری حضرت از همان لحظه که آن ندای ملکوتی را در رکن یکانی سر می دهند ، شمشیر می کشند و فوج فوج کشته به جای می گذارند .

    انگاری قرار نیست مظلومیت از این خاندان دور گردد . حتی حالا در عصری که شیعیان به یک اقتدار نسبی رسیده اند .  انگاری حتی در این عصر که عصر تعقل و اطلاعات می باشد بسیاری از ما در هجمه عظیم اطلاعات نمی توانیم و یا در پی آن نیستیم که سره را از ناسره تشخیص دهیم و هر آنچه این جریان آزاد و البته هدفدار نامشخص برایمان آورد می پذیریم .

    سالهاست که اینگونه جا انداخته اند ، که ظهور آن موعود عزیز با خونریزی و کشتار مردمان بسیاری همراه است و حتی اربابان تبلیغاتی غرب در این میان به ساخت فیلمها و بازیهای رایانه ای  روی آوردند که مستقیما همین مضمون را القاء می کنند . متاسفانه مانند همیشه کمترین اعتراض رسمی می شود و افسوس بیشتر که حتی خیلی وقتها نه از ساخت این چنین آثاری خبردار می شویم و نه حتی بعد از آگاهی ازآن ، اطلاع رسانی خاصی می کنیم .

و می رسد آنگاه که دنیا طعم خوش زندگی در زیر بیرق راستین آزادی راخواهد چشید

    اما کافی است قدری چشم بگشائیم و ببنیم که آن ائمه راستین از روزهای ظهور چه گفته اند و حتی اگر اندکی اندیشه مان را از این طوفان اطلاعات غلط دور کنیم و با توسل و استعانت واستفاده از مکتب و سخنان همان بزرگواران می توانیم کمی به حقیقت آن روزهای وعده داده شده پی بریم .

    مگر او نواده همان پیامبر راستین (صلوات الله) نیست که در میان بدوی ترین مردمان رسالتش را اعلام کرد و تنها این ندای محبت و رحمت او بود که فوج فوج ازآن بیابان نشینان دور از تمدن را به سوی بزرگترین تمدن بشری رهنمون کرد .

    مگر او فرزند زهرای مرضیه (سلام الله علیها) نیست که شبانگاهان تا صبح برای همسایگان می گریست و آنان را دعا می کرد . 

    مگر او فرزند حیدر کراری نیست که درست همانگاه که برق چشمان حیدریش همه آن ناکثین و مارقین و فاسطین را بر زمین میخکوب می کرد ، با دیدن اشک یتیمی چشمانش نمناک می شد و پشتش از غم آن یتیم دو تا می شد .

    مگر او از خاندان مردی چون ثار الله نیست که بارها در همان روز عاشورابه منبر رفت تا حجت را بر مردمان تیره دل سپاه کوفه تمام کند . مگر حسین (علیه السلام) حتی در آخرین لحظات سعی نکرد با زبان آنان را به راه آورد ؟؟؟

    مگر امامی که آنگاه که کارنامه اعلام شیعیانش را میبیند از نگرانی حالشان به گریه می افتد می تواند اینگونه باشد که آن ناجوانمردان می گویند ؟؟!!

چقدر به دنبال کشف حقیقت روایت آخرالزمان هستیم  ؟؟؟

و تا کی باید شیعه حتی در انتقال فرهنگ انتظار تنها بماند ؟؟؟

اینها بدان معنی نیست که در آن هنگامه ظهور هیچ نبردی رخ نمیدهد . اما اگر اتفاقی هم بیافتد خیلی بعدتر از آن است که دولت عاشقی مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه و الشریف) تشکیل شده ...

انشا الله آن دولت آخرین زودتر تشکیل گردد تا طعم خوش زندگی در سایه سار یار را بچشیم و ببنیم همه آنچه غرب به نام آرماگدون به خورد جهان می دهد دروغی بزرگ بیش نیست .  

انشا الله        

چهارشنبه ۱۳۸٦/۸/٢۳ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط کمیل نظرات ()

یا لطیف

آخرالزمان یکی از پرکاربردترین مفاهیم پیرامون منجی و فصل ظهور او می باشد. این مفهوم تنها در میان مسلمانان نیست و تقریباً در تمامی ملل ، آخرالزمان مفهومی است پرکاربرد . در تمامی ادیان الهی و مکاتب غیر الهی برهه ای از زمان است که از یک لحظه نامشخص اما با مشخصات و رویدادهای معین شروع می شود  و به طور حتم به ظهور منجی ختم می گردد . این بازه زمانی به آخرالزمان معروف است .

آخرالزمان تقریباً دارای تعابیر زیادی است و عده ای از هم اکنون خود را در آخرالزمان می بینند . البته شاید به تعبیری نظر آنان درست باشد و با توجه به بسیاری از رویدادهای اجتماعی رخ داده در سطح جهان ودر سطح زندگی بشر بتوان گفت به نوعی به آخرالزمان یا بهتر بگوئیم عصر آخرین رسیده ایم .

اربابان و متفکران غربی از یک طرف در مقابله با ماشینیسم قرار گرفته واز سویی دیگر به بحران پوچی و بی هویتی رسیده وانگار دیگر حتی توان و طاقت ایدئولوک بودن را ندارد و خود می گوید که دوران ایدئولوژی ها تمام شده ، انگاری بشر پس از طی زمانهای مختلف وتحریف ادیان  مختلف الهی  و ساختن آئین ها بی محتوا به نام دین  و ایجاد مکاتب بشری بی ارزش وخسته شدن از تمامی آنها  حالا  خود را در عصر آخر یا آخرالزمان می بیند و اما تعبیری که در روایات ما از آخرالزمان آمده تعبیر مشخصی نیست یعنی آخرالزمان جز در هنگامه آخر آن و تحقق علائم حتمیه در سایر موارد تحقق هیچ نشانه ای برای ورود به آخرالزمان حجت نیست چون مشخص نیست که آیا تحقق آن علامت به طور حتم نشانه ظهور اوست ویا رویدادی خاص است ویا  بعد از تحقق آن نشانه امر بداء اتفاق نیافتد .

      

حالا دیگر دستهای همه ملل فرای دینشان بلند شده ... مهدی جان نمی آیی ؟؟؟

اما از این بحث که بگذریم اهمیت مو ضوع آخر الزمان است که باعث شده غرب همه گونه به آن بپردازد و حتی در بعد رسانه ای و سینما شروع به بیان مفهوم آخرالزمان نماید . حتی در صحبت های مردان بزرگ دولتی و یا مذهبی نظام غرب به وضوح از مفهوم آخرالزمان استفاده می شود . طرح مباحث مانند محور خیر و شر ومتصل کردن کشورهایی به محور شر واتصال خودشان به محور خیر و همه این مسائل را در حوزه ی آخرالزمان آوردن باعث می شود تا آخرالزمان از رویکردی اعتقادی برای کشورهای دنیا به یک رویکرد استراتژیک تبدیل شود . حداقل در حال حاضر وبا توجه به حضور نئو محافظه کاران در سیستم دیپلماسی غرب این اتفاق افتاده و با توجه به یارکشی و مهره چینی اینان بعید است که بعد از عوض شدن این گروه شرایط و دیدگاه گروه بعدی – که اگر از خودشان نباشند – فرقی بکند و نگاهشان به آخر الزمانی نشان دادن  دنیا عوض شود . این رویکرد باعث طرح مباحث دیگری چون آرماگدون یا نبرد آخرین می گردد که مشخص است آبشخور طرح آن از کجاست .

 بهر حال طرح این بحث جهت این امر بود که  :

 آیا ماهم باید خود را در عصر آخر یا آخرالزمان تصور کنیم ؟؟

آیا اصلاًحق داریم که برای عصر آخرین زمانی مشخص معین کنیم ؟؟

آیا اگر این حق را داریم و الان در آخرالزمان و یا لااقل در آستانه آن هستیم نباید کاری بکنیم؟؟

و در آخر حالا اگر هنگامه آخرالزمان باشد و چندی دیگر تا ظهور نمانده باشد چه قدر آماده ایم ؟؟

چه قدر به صورت فردی و بعد به صورت اجتماعی و گروهی آماده ظهور هستیم؟

 واصلاًچه قدر منتظریم تا آخرالزمان فرا برسد؟!

                                                                           چه قدر؟؟!!

سه‌شنبه ۱۳۸٦/۸/۱ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط کمیل نظرات ()