یا لطیف
گفتن از مردی که این روزها منتسب به اوست آنقدر سخت است که گویی باید صفحه ای سفید بگذاریم و برویم . آنان که در ادب و معرفت دستی داشته اند ، آنجا که به نام علی ( علیه السلام) می رسند هیچ نمی گویند ، چه رسد به ما که نه در مقام ادب در بر آستانش بهره ای برده ایم و نه در مقام معرفت به ساحت مقدسش ...
اما این چند کلام از زبان قاصربنده ای است در بر آستان حضرت امیر المومنین ( علیه السلام) بلکه ما را دست کم در میان محبینش قرا دهد .

فاطمه چه نگران خود را به دیوار کعبه رسانده بود . ایستاد و به دیوار کعبه نگاه کرد . تو گویی دیوار توان آن نداشت که آن بانو را آنجا منتظر نگه دارد . دیوار شکافت وبانو وارد شدند . سه روز بعد مرواریدی از صدف در آمد و تو گویی زمین با شرافت ترین نقطه خود را شکافته بود تا او را در خود پناه دهد و چه فخری بالاترین از این برای زمین و اهالی اش ...
و بوتراب تراب را رونق بخشید .
و همان رسول رحمت (صلوات الله) گفته اند که ذکر ابوتراب عبادت است و چه گوئیم و از کجای فضائل او بگوئیم . همینقدر بگویم که شاید عجیبترین شخصیت تاریخ است . او که کثیری از مردم از سر بیراهه او را تا مقام فرا بشری بالا برده اند . فضائلش آنچنان بود که حتی دشمنانش هم نتوانستند آن را نگویند و خطبه ها و پندهایش حالا سالهاست که آن غرب نشینان را متحیر کرده است . آنروزها و اینروزها آنان که می پنداشتند و می پندارند و البته تنها می پنداشتند و می پندارند که شریعت را چسبیده اند و بی ولایت و امامت به سعادت می رسند چه خام اندیشند و چه بی راهه رفتند و می روند .
و تو ای حقیر چگونه می خواهی از او بگویی .
بهتر است که خاموش بنشینی و قدری در باب فضائلش بیاندیشی ...




