یا لطیف



این روزها باز دلم هوای کوفه را کرده .  نمی دانم چرا باز یاد آن دستانی می افتم که روزی بالا رفت تا تاریخ آن را ببنید . این روزها ذهنم آرام نمی گیرد . دائم به یاد کاروانی می افتم که داشت می رفت که به کوفه برسد.
و به کوفه نرسید ...
همان کوفه ای که مردمانش روزگارانی از عطش و تشنگی ناشی از نباریدن باران به دعای نوه خردسال پیامبر آخرین که - حسین
(علیه السلام) خطابش می کردند - سیراب شدند و همانان روزگارانی بعد طفل خردسال همانکه - حسین (علیه السلام) خطابش می کردند - را حتی قطره ای آب ندادند .
کوفه همان شهری که یتیمانش شبهایی را به یاد دارند که صدای پای مردی در کوچه هایش می پیچید و لختی بعد کیسه ای بر زمین گذاشته می شد و دربی که به صدا در می آمدو باز قدمهایی که در پیچ کوچه گم می شد . اما سالها بعدتر همین کوفیان سلاح برگرفتند و به جنگ فرزند با فضیلت همان مرد - که حسین
(علیه السلام) خطابش می کردند - رفتند .
حالا بماند حکایت کوفه و داستان مردی که نخلستانهایش را آباد کرد .
بماند حکایت چاههایی که فریاد ها و ناله های شبانه مولایمان در آنها ماندگار شد .
بماند قصه پیکهای آن کوفیان که از پی یکدیگر روانه مدینه می شدند برای دعوت همان فرزند رسول خدا - که حسین
(علیه السلام) خطابش می کردند - و بعدها کمر به قتل همان فرزند رسول خدا - که حسین(علیه السلام) خطابش می کردند - بستند .
بماند که کوفه مردمانی داشت که خود را  شیعه و پیرو آل الله می دانستند و روزگارانی بعد بر خیام او که - حسین
(علیه السلام) خطابش می کردند - حمله بردند .
خیلی بغضهاست که گاهی سر باز می کند .  بگذار همه بماند . . .


اما حالا کوفه مدتهاست برایم رنگ و بویی دیگر دارد . حالا کوفه برایم شهر آرزوها و رویاها شده . حالا دوست دارم آنجا زودتر آباد شود . حالا دوست دارم زودتر صدای موذن را از گلدسته های آن بشنوم . دوست دارم بروم آنجا و نماز بخوانم .
آری !! حالا مدتهاست آرزوی همه مان آبادانی کوفه است . حالا مدتهاست منتظریم که آنجا در میان همان محرابی که فرق ولی الله شکافته به نماز ایستادنش را ببینیم و به امامتش نمازی بخوانیم .
مولا جان حالا سالهاست کوفه برایمان شهر آرزوها شده . حالا سالهاست که آرزوی تحقق حکومت جهانیت را داریم و مدتهاست منتظریم تا طعم خوش حضور در روزگار وصل بودن را بچشیم .


        مولا جان حالا سالهاست که منتظریم ...

                                                                 خیلی سالها ...


دیدی کوفه ؟؟؟!!!
انگاری این سنت حتمیه خداوند در تحقق حکومت الهی حتما باید از آنجا آغاز شود و مردمان همه اعصار باید ببینند که بشر قرار است  طعم خوش حکومت مهدوی را از همان جایی استشمام کند که همه تاریخ آن دیار  بد عهدی بوده  است .
مولا جان حالا سالهاست که منتظریم تا به کوفه بیایی . به کوفه ای آذین بسته از پس مقدم یار .


ان شاء الله باشیم و در تحقق چشیدن طعم

خوش دولت عاشقی در شهر آرزوها سهیم باشیم .

پنجشنبه ۱۳۸٦/۱٢/٩ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط کمیل نظرات ()