یا لطیف
انگاری باز صدای بانگ کاروانیان به گوش می رسد .
انگاری صدای شادی کودکان و همهمه بزرگسالان دشت را در بر گرفته ...
آنان چندی است سفر آغاز کرده اند . سفری که انگاری قرار است صفری باشد برای آغاز مجدد تاریخ در نگاهی دیگر .
کاروانیان به تاخت می آیند . . .
خوبتر که گوش کنیم صدای قدمهایشان می آید . گمان مبرید که آنان در پی نامه آن کوفیان به آن دیار آمدند . . .

آنان ندایی را شنیده اند که از ازل در تاریخ پیچیده بوده است .
این همان دعوت مستتر در دل تاریخ است و مردان ثار الله خوب آن را دریافتند .
کربلا حس می کنی ؟ ؟ ؟ ! ! !
آنان هر آن نزدیکتر می شوند و زمین در زیر گامهایشان می لرزد . اینان را شوری در سر است که هیچ کس را یارای فهم آن نیست .عالمیان را چه به فهم آن چیزی که از جنس دیگری است ! ! !
نه مردمان آن روزگار فهمیدند که چه می خواهند و نه مردمان همه اعصار به درستی دریافتند که آن چه در سر داشتند .
این راهی است که درک آن برای آنانی مقدور است ، که شور حسینی در سر دارند .
بیایید خوب گوش کنیم . بلکه دلهایمان چیزی در یابد .
آنان دارند نزدیک می شوند . خوب گوش کن دل . . .
چیزی می شنوی ؟ ؟
کاش می شنیدیم که شنیدن ندای یاران حسین (علیه السلام) ما را به آستانه خیمگاه سبز مهدویون راهنمایی می نماید و آنگاه ما هم از مردان آخرالزمانی حسین (علیه السلام) می شویم
ای دل ! ! خوب گوش کن . . .
یا لیتنا کنا معک . . .




