یا لطیف

آخرالزمان یکی از پرکاربردترین مفاهیم پیرامون منجی و فصل ظهور او می باشد. این مفهوم تنها در میان مسلمانان نیست و تقریباً در تمامی ملل ، آخرالزمان مفهومی است پرکاربرد . در تمامی ادیان الهی و مکاتب غیر الهی برهه ای از زمان است که از یک لحظه نامشخص اما با مشخصات و رویدادهای معین شروع می شود  و به طور حتم به ظهور منجی ختم می گردد . این بازه زمانی به آخرالزمان معروف است .

آخرالزمان تقریباً دارای تعابیر زیادی است و عده ای از هم اکنون خود را در آخرالزمان می بینند . البته شاید به تعبیری نظر آنان درست باشد و با توجه به بسیاری از رویدادهای اجتماعی رخ داده در سطح جهان ودر سطح زندگی بشر بتوان گفت به نوعی به آخرالزمان یا بهتر بگوئیم عصر آخرین رسیده ایم .

اربابان و متفکران غربی از یک طرف در مقابله با ماشینیسم قرار گرفته واز سویی دیگر به بحران پوچی و بی هویتی رسیده وانگار دیگر حتی توان و طاقت ایدئولوک بودن را ندارد و خود می گوید که دوران ایدئولوژی ها تمام شده ، انگاری بشر پس از طی زمانهای مختلف وتحریف ادیان  مختلف الهی  و ساختن آئین ها بی محتوا به نام دین  و ایجاد مکاتب بشری بی ارزش وخسته شدن از تمامی آنها  حالا  خود را در عصر آخر یا آخرالزمان می بیند و اما تعبیری که در روایات ما از آخرالزمان آمده تعبیر مشخصی نیست یعنی آخرالزمان جز در هنگامه آخر آن و تحقق علائم حتمیه در سایر موارد تحقق هیچ نشانه ای برای ورود به آخرالزمان حجت نیست چون مشخص نیست که آیا تحقق آن علامت به طور حتم نشانه ظهور اوست ویا رویدادی خاص است ویا  بعد از تحقق آن نشانه امر بداء اتفاق نیافتد .

      

حالا دیگر دستهای همه ملل فرای دینشان بلند شده ... مهدی جان نمی آیی ؟؟؟

اما از این بحث که بگذریم اهمیت مو ضوع آخر الزمان است که باعث شده غرب همه گونه به آن بپردازد و حتی در بعد رسانه ای و سینما شروع به بیان مفهوم آخرالزمان نماید . حتی در صحبت های مردان بزرگ دولتی و یا مذهبی نظام غرب به وضوح از مفهوم آخرالزمان استفاده می شود . طرح مباحث مانند محور خیر و شر ومتصل کردن کشورهایی به محور شر واتصال خودشان به محور خیر و همه این مسائل را در حوزه ی آخرالزمان آوردن باعث می شود تا آخرالزمان از رویکردی اعتقادی برای کشورهای دنیا به یک رویکرد استراتژیک تبدیل شود . حداقل در حال حاضر وبا توجه به حضور نئو محافظه کاران در سیستم دیپلماسی غرب این اتفاق افتاده و با توجه به یارکشی و مهره چینی اینان بعید است که بعد از عوض شدن این گروه شرایط و دیدگاه گروه بعدی – که اگر از خودشان نباشند – فرقی بکند و نگاهشان به آخر الزمانی نشان دادن  دنیا عوض شود . این رویکرد باعث طرح مباحث دیگری چون آرماگدون یا نبرد آخرین می گردد که مشخص است آبشخور طرح آن از کجاست .

 بهر حال طرح این بحث جهت این امر بود که  :

 آیا ماهم باید خود را در عصر آخر یا آخرالزمان تصور کنیم ؟؟

آیا اصلاًحق داریم که برای عصر آخرین زمانی مشخص معین کنیم ؟؟

آیا اگر این حق را داریم و الان در آخرالزمان و یا لااقل در آستانه آن هستیم نباید کاری بکنیم؟؟

و در آخر حالا اگر هنگامه آخرالزمان باشد و چندی دیگر تا ظهور نمانده باشد چه قدر آماده ایم ؟؟

چه قدر به صورت فردی و بعد به صورت اجتماعی و گروهی آماده ظهور هستیم؟

 واصلاًچه قدر منتظریم تا آخرالزمان فرا برسد؟!

                                                                           چه قدر؟؟!!

سه‌شنبه ۱۳۸٦/۸/۱ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط کمیل نظرات ()