یا لطیف
زهرا (سلام الله علیها) نمی توانست رویش را برگرداند .
فرمودند تا سرشان را برگردانند . آن دو نفر جایشان را عوض کردند وحضرت نمی توانستند به تنهایی رویشان را برگردانند لذا فرمودند تا رویشان را بر گردانند . آنان چند بار این کار را کردند تا خسته شدند . حضرت با میهمانانشان حرفی نزدند . سکوت سنگینی بود . آنان آمده بودند تا تاریخ در موردشان بد قضاوت نکند و خیال می کردند که شاید اینگونه کاری کنند تا کمی قصه آن جسارت فراموش شود . آن دو مرد نشسته بودند ومنتظر کلامی از صدیقه کبری (سلام الله علیها) بودند .
صدیقه کبری (سلام الله علیها) هیچ به آنان نگفتند . فضای سنگینی بود. زهرای مرضیه (سلام الله علیها) رو به همسرشان نموده و فرمودند : به آنان بگو ، آیا این کلام را از زبان پیامبر( صلوات الله ) نشنیده اند که فرموده اند : ((هرکس فاطمه (سلام الله علیها) را اذیت نماید مرا اذیت کرده )) آندو مرد گفتند : آری ، بارها از زبان پیامبر( صلوات الله ) شنیده ایم .
فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند به خدا شما مرا آزار داده اید ، من از شما راضی نیستم ودر هر نمازم شما را لعنت می نمایم .
. . . وچه خام می اندیشیم اگر فکر کنیم که تاریخ و مردمانش ندای فاطمه (سلام الله علیها) را خوب شنیده اند . نوای فاطمه (سلام الله علیها) را تنها آنانی شنیدند که همیشه در خاطر داشتند که فاطمه (سلام الله علیها) پاره تن پیامبربود .
هنوز هم غربت فاطمه (سلام الله علیها) عالم را فرا گرفته وصدای ناله ی اوست که گوش فلک را کر نموده است .
ناله ای نه از درد جسمش بلکه از درد نادیده گرفتن حق عظیم علی ( علیه السلام )

فاطمه جان (سلام الله علیها) چه خوب سربازی بودی برای امام و ولی ات ومن چه جسورم از اینکه زنده ام وزندگیم به برکت نفسهای ولی الله است و توفیق هیچ عرض ادبی بر امام خود ندارم .
یا ابن الحسن چه ایامی بهتر از این ایام که صاحب عزائید ودلتان پر از سوز و آه مادرتان . مولای خوبم مرا چه به تمنای زیارت و رؤیت روی ماهتان که این جسارت بزرگی است بر ساحت پاک شما . . .
مرا همین بس که بدانم جزو محبین شما هستم
و غمناک غم عالمگیر جسارت به ساحت مادرتان .




