یا لطیف  

  اکثر اوقات تصور رفتار کوفیان با حضرت بسیار برایم سخت و باور نکردنی است . چطور توانستند با چونان حسینی آنگونه رفتار کنند .  اباعبدالله (علیه السلام) پرورش یافته بهترین خاندان بشریت است . او در دامن بهترین پیامبر خدا بزرگ شد . پیامبری که ختم پیامبران بود . وخداوند ختم معجزات پیامبران را با قرآن تمام کرد تا عصر معجزات حسی وبصری تمام شود ودوره معجزات عقلی وفهمی آغاز شود. او فرزند امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود ، که بهترین بندگان در نزد خدا و پیامبر بود امیری که کلامش ومعجزه سخنانش هنوز در تاریخ پیچیده وهنوز بشر درفهم  نهج البلاغه اش مانده واز سویی مادرش زهرای اطهر( سلام علیها ) بود ، زهرایی که با کلام پراز عفت و صلابتش بعد از قضیه  سقیفه عالم را برای همیشه تکان داد . دقت کنیم که حسین (علیه السلام) در مکتب اینان بزرگ شده و سخن گفتن آموخته و حالا آن مردمان به کجا رسیده بودند  که کلام چنین مردی در هیچ کجا بر رویشان اثر نگذاشت .   هنوز حتی نیم قرن از حیات پیامبر (صوات الله علیه ) نگذشته و هنوز عطر پاک کلمات ورفتار پیامبر (صوات الله علیه ) در تمامی سرزمین های اسلامی به مشام می رسد . شاید درست باشد بگوییم در جاهایی مانند شام و بصره  - که به علت دوری از نقطه اصلی رسالت و زندگی تازه مسلمانان در فضایی که هنوز با امپراطوری های و تمدنهای عظیم گذشته عجین بوده و از سویی خاندان اموی هم به این مادی گرایی بیشتر دامن زده بودند -  مردم کمتر با علی (علیه السلام) وفرزندانش آشنا بودند ، اما در  عراق وحجاز و به طور مشخص ، کوفه ومکه ، شهر هایی بودند که هنوز خاطره خوش علی (علیه السلام)  را به همراه داشتند  ، هنوز درس های مفسر قرآن- زینب ( سلام علیها ) درگوش زنانش بود و هنوز مردمانش آن کودک را که بر شانه های پیامبر می نشست ، به یاد داشتند . پس چه شد؟؟؟!!!

 

 

حضرت جواب همه را در یک کلام می دهند.


   صبح عاشورا حضرت (علیه السلام)  در مقابل مردم قرار گرفتند (دقت کنید که حضرت  (علیه السلام) هنوز امیدوارند این مردمان هدایت شوند ) وفرمودند شتاب نکنید وبه سخنان من گوش داده و پشت وروی حرف مرا تامل  کنید اگر به نتیجه نرسیدید آن وقت این کار را بکنید. سپس فرمود : مگر خاتم الانبیاء جد من نبوده است ؟ مگر وصی او که اولین ایمان آورنده به او بود پدر من علی ابن ابیطالب (علیه السلام) نبوده است ؟ مگر مادرم دختر پیامبر نیست ؟ ای مردم شما از پیامبر نشنیدید که فرمود: « الحسن والحسین سید شباب اهل الجنه » یک نفر از اهل لشگر انکار نکرد. فرمایشات حضرت ادامه داشت تا جایی که سپاهیان عمر سعد  با هلهله و سر و صدا نمی گذاشتند صدای فرزند پیامبر به گوش کسی برسد . خوب درنگ کنیم و ساده عبور نکنیم ، این همان حسین(علیه السلام) است که در ابتدای عرایض گفتیم از چه خاندانی است ، کلام او قطعاً در همه عالم مؤثر خواهد بود و عالم را می لرزاند پس چه شده است ؟؟؟ اینجاست که حسین (علیه السلام) می فرمایند می دانم درد شما چیست ؟ « ملئت بطونکم من الحرام » آری شکم های شما از حرام پر شده است .

 

مولا جان دریاب

 

  ومال حرام قطعاً چشم ها و گوش های آنان را کر کرده بود . آری همه ی این نافرمانی در تبعیت از دلبستگی های دنیا بود . و باز یادمان باشد که عاشورا همیشه تکرار می شود و ما همیشه در میدان انتخاب پیوستن به لشگریان ابا عبد الله(علیه السلام) یا یزید مانده ایم .

 

 

والسلام علی من التبع الهدی

انشا الله ادامه دارد . . .

 

 

 

 

 

جمعه ۱۳۸٥/۱۱/۱۳ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ توسط کمیل نظرات ()