یالطیف

دوکوهه... محل اتصال آسمان و زمین.اینجا پایان مرز مدنیت و قوانین مدنیش است و آغاز مرز سرزمین های مهدوی . اینجا پادگان نیست . حیف است که نام پادگان بر آن نهیم . اینجا بابی از بابهای جنت است . آنانی که اینجا بوده اند عرشیانی بودند که چند روزی بر فرشیان جلوه فروختند. خاک بر وجود چنین قدمهایی فخر می فروشد . چه بسا نسیم ملایمی که اینجا می وزد از حرکت بالهای افلاکیانی باشد که هنوز در اینجا آمد و شد دارند . همین جا بود که همت با عزیزانش از همه تاریخ حال و قبل و شاید آینده انقلاب می گفت وهمان روز می دید که روزی بزرگراهی در تهران به نام او ساخته خواهد شد که چشم اندازی خوب دارد بر شهری که دیگر کمتر اثری از مردان و عزیزان همت درآن است . دوکوهه تنها محلی بود برای رزمایش عشق بازی آنان . مردانی که طی سالیان رفتند و دوکوهه ماند و اکنون اینجا ایستاده و بر عالمی فخر میفروشد که اینجا اردوگاه خیلی از لشگریان حسین بوده است. یا علی مدد التماس دعا




