هوالّطیف


    او آرام آرام گام برمی داشت و نزدیکتر می شد و وجودش لبریز از هیجانات بود .عمری بود که به اینجا می آمد و آرامش می یافت. انگاری خداوند از ازل این مکان را برایش ساخته بود تا بیاید و آرام شود . آن بیرون , بیرون غار هیچ چیز در خور بشر و مقام خلیفه اللّهی اش نبودو این را او از هر کسی بهتر می دانست . آرام بالا می رفت و گاه به پائین می نگریست و به خوبی حس می نمود که اینبار در حال سیر الی الله است و چیزی نمانده تا قدم در حریم کبریا نهد . دیگر نفسش به شماره افتاده بود ؛ نه از خستگی جسمانی بلکه هنوز روحش آماده پذیرش این امر نبود.

    حال رسیده بود .اینجا غار حرا است و او کسی است که تا دیروز امین خطابش می نمودند و کسی چه می دانست تا روزی دیگر نامش تنها محمد (ص) نیست . او داشت می رفت تا مبعوث شود .صدای بال ملائک و بوی خوش جبرئیل می آمد . اینجا بود که خداوند مأموریتی خاص را برایش تعیین نمود و او مبهوت دستوری بود که خداوند به او داده بود.


 

 

 بخوان

 

 

 

و حال آنکه او هیچ وقت نخوانده بود


 

    ولی خواند و چه خوب ضمیر ناپاک جاهلیت را خواند وانگار هیچ برای این بشر مهمتر از خواندن نبود که خداوند ختم رسالتش را با این دستور شروع نمود .

    نفسش به شماره افتاده بود .انگاری عیسی را می دید که چگونه در برابر خداوند ایستاده و موسی را در کوه طور و در برابر خداوند - در حال شنیدن آن ده فرمان می دبد . ابراهیم را در میان آتش نمرود و یوسف را در کاخ عزیز مصر و نوح را میان کشتی اش در طوفان عظیم تاریخ می دید . انگار تمامی پیامبران قلبش را به آنی دید و عظمت رسالتش را درک نمودو فهمید که رسالت پیامبر با او به پایان می رسد . اما او از جنس دیگری بود. تنها او بود که هیچ گاه قومش را نفرین ننمود حتی آنگاه که دندانش را شکستند و آنگاه که بر سرش شکمپاره ریختندو آانگاه که در احد ضربتی خورد .زیرا که او آمده بود تا رحمتی باشد بر همه ابناء بشر در طول تاریخ .

آری او ملقب شده بود به :


 

 

 خاتم انبیاء و رحمت للعالمین

    سالها گذشته و انگار هنوز جهل وجود دارد و هیچ چیز تغییر ننموده است و جهل در تمامی دنیا موج می زند اما نه از جنس جهل دیروز که آن دیروزین به واسطه نادانی بود و قصوری بیش نبود امّا امروز جهل مرکب بشر را فرا گرفته جهلی که از روی عقل پرورده شده در دامان ابلیس است .

    و باز هم ما منتظر بعثتی جدید هستیم .اگر آنان آن دیروز اصلاً نمی دانستند که پیامبری می خواهد مبعوث شود . لیکن ما امروز می دانیم که او می آید و در این ساعت ابتدائی روزش می خواهیم که خدایا نکند تباشیم و او بیاید .

نکند آن روز را نبینیم در حالی که عمری در مسّرت دیدارش بودیم

 

یا ابا صالح المهدی اسعد الله ایامکم

 

یا علی مدد

 

 التماس دعا

 

 

جمعه ۱۳۸٤/٦/۱۱ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ توسط کمیل نظرات ()