هواللطیف

 

 

و او رفت تا همیشه تاریخ در  حسرت مردانی باشد که حضورشان خیلی کم تجربه می شود حال آنکه این بشر مانده در برهوت پایان دوران سخت به انان نیاز دارد .

 

 

السلام علیک یا روح الله الموسوی الخمینی (ره)

 

 

بهتر دیدم خاطره ای از سفر به سرزمین وحی را برایتان بگویم تا با جایگاه واقعی حضرت امام در قلوب مسلمین جهان کمی بیشتر آشنا شویم .

اون روز هم مثل هر روز برای اقامه نماز ظهر به مسجد النبی رفتم . هوا خیلی گرم بود . سریع رفتم داخل مسجد .ماه رجب بود و تعداد شیعیان زیاد بود ومی شد این رو همیشه در صفوف نماز بهتر تشخیص داد . به هر حال چون می  دونستم دیر رسیدم  سریع یه گوشه رو انتخاب کردم تا بتونم بیشتر از فضای مسجد استفاده کنم. هنوز ذهنم مشغول صبح بود و داخل بقیع که سر مزار خانم ام البنین (س) بحث شدیدی بین شیعیان عراق با وهابی در گرفته بود و من به زور فقط میشنیدم و دلم پر خون میشد که نه میتوانم به خاطر ضعف زبان نظری بدهم و از طرفی این بغض فرو خورده رو چه کار کنم .

 به هر حال یه جلد کلام الله برداشتم و شروع کردم سوره مائده روبخوندم(لازمه بگم که من به این سوره خیلی علاقه دارم شاید یکی از دلایلش هم چند آیه ای باشه که در شأن امیر المونین آمده ) ناگهان لبه های یه لباس عربی نظر من رو جلب کرد .دقیقاً جلوم ایستاده بود و داشت به من نگاه می کرد .جوون بود و خوش لباس و خوش تیپ . توی دلم گفتم خدایا من که کاری نکردم که باز این وهابی ها بخوان ارشادم کنند . به عربی سلام داد و اجازه خواست تا کنارم بنشینه من هم با لبخند گفتم بفرمائید . از لهجه اش معلوم بود عرب عراق یا لبنان یا سوریه نیست .بعد پرسید که اهل کجایی من هم گفتم که ایران و سریع هم گفتم شیعه هستم . با یه حالتی لبخند زد و شروع کرد به صحبت . گاهی به انگلیسی و گاهی به عربی . گفت که اسمش ماجداست و اهل مصر.تو یکی از دانشکده های فنی مصر عمران خونده بود . در مورد خیلی چیزها با هم صحبت کردیم از دانشگاه و حجاب و از همه مهمتر از دنیای اسلام . بعد گفت که من سنی هستم و حتی وابسته به انجمن اخوان المسلمین مصرهم هستم . اما خیلی کشور ما رو دوست داشت با وجودی که از نظر ایدولوژیکی خیلی با ما اختلاف دارن ( البته این امر فراگیر در این گروه نیست و همون طور که میدوندید یکی از نقاط عداوت برای اونها شیعه است ) این دوشت داشتن به خاطر دو مطلب بود اولاً اسرائیل ستیزی کشور ما که به قول ماجد تنها کشوری هستیم که در دنیای اسلام به صورت رسمی و دیپلماتیک با صهیونیسم مبارزه می کنه و مطلب دوم وجود مبارک حضرت امام(ره) بود . ماجد می گفت حضرت امام(ره) جراُت و جسارت اعتراض به یکه تازی آمریکا رو به این شکل داد وهیچ کس قبل از حضرت امام نتوانسته بود به همین راحتی خطاب به آمریکا بگوید که هیچ غلطی نمی تواند بکند . من این حرف رو چند روز بعد از یه تاجر مالزیایی هم شنیدم و اونوقت بود که از یه طرف خون تو رگهام به جوش اومد و با حس غرور بیشتری به اینکه ایرانیم نگاه میکردم و از طرفی حسرت نبود حضرت امام (ره) رو بیشتر احساس کردم .

 

بعد یاده اون جمله معروف افتادم:

 

 که ما حتی یک لحظه با آمریکا کنار نخواهیم آمد

 

 

 

امیدوارم به رهبری مقام عظمای ولایت توفیق داشته باشیم تا همیشه در راه  امام و در خط ولایت باقی بمانیم .

 

 

 

 

 

 یا علی مدد

 التماس دعا

 

شنبه ۱۳۸٤/۳/۱٤ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط کمیل نظرات ()