یا لطیف


    این روزها زمزمه هایی به گوش می رسد که گویی عده ای ظهور را نزدیک دیده اند. گویی  با تطبیق روایات با حوادث پیرامونمان به این نتیجه رسیده اند که ظهور نزدیک است. آنقدر نزدیک که می توان حتی برایش مصداق تعیین کرد . اما آیا ظهور آنقدر که اینان می گویند و آنگونه که اینان می گویند نزدیک است؟

   مهمترین رویداد بشری درست از همان روزی که حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در میان ما غایبان امر ظهور پنهان شدند و ما در محضرشان حاضر نبودیم،  شروع به رخ دادن نمود. غیبت کبرای حضرت آغاز شد. رویدادی که باعث شد  بشر روندی جدید در زندگی را آغاز نماید. بدون شک امر غیبت حضرت و آغاز دوران انتظار آنقدر اهمیت دارد که می توان در نگاه موعود گرایانه زندگی بشر را به قبل و بعد از دوران غیبت حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) تقسیم نمود. بعد از آغاز این دوران بود که بشر دارای هدفی غایی شده  و می بایست با برنامه ای مدون شرایط را برای درک حضور در محضر یار حاضر فراهم نماید. درک امر غیبت ( چرایی و چگونگی آن )  و چگونگی سرانجام آن و آغاز حکومت جهانی حضرت، نیاز  به تحقق تربیتی خاص در بین توده مردم داشت که این امر و فهم نیاز پایان غیبت حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) نیاز به سپری شدن قرنهای متمادی داشت تا انتظار از مقوله ای نخبه گرایانه به مفهومی از مفاهیم مورد دغدغه همه اقشار جامعه تبدیل شود.

بهاران تاریخ

    در طول سالهای غیبت کبری گروه های زیادی سعی کردند که مقدمات ظهور را فراهم کنند و گروهی اصلا خود را همان  یار غائب از نظر معرفی کردند. اما بی عیار بودن ادعای اینان خیلی زود مشخص شد.  به طور مشخص در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اتفاقاتی منحصر به فرد رخ داد. اتفاقاتی که قطعا ماحصل وقوع انقلابی اسلامی در دل خاورمیانه بود. بعضی از خصوصیات خاص انقلاب اسلامی ایران مانند ناب و بکر بودن اهداف و شعارها و خلوص بالای انقلابیون و خصوصا رهبر فرزانه آن باعث شد تا خیلی زود  تمام مرزهای جغرافیایی در عالم را درنوردد و تقریبا جایی نماند که مفاهیم انقلاب در آنجا ورود نکرده باشد.

    این رویداد باعث بروز اتفاقاتی جدید در جهان گشت. می توان دو مورد شاخص از این اتفاقات  را بدین صورت بیان نمود :
اول، میل به اسلام خواهی که به شکل چشمگیری در جهان در حال پیشرفت بود و دوم، میل به عدالت خواهی که در میان همه افراد جوامع جهانی قابل مشاهده بود. جمع میان این دو را شاید بتوان همان امر مهم پیش بینی شده در هنگامه آخرالزمان قلمداد نمود. یعنی همان میل به حضور فردی عادل جهت تحقق عدالتی جهانی و فراگیر.

    اینگونه شد که انقلاب اسلامی بشر را برای ورود در فضایی جدید آماده نمود. آنگونه که از روایات برمی آید ظهور حضرت در زمانی رخ می دهد که میل و علاقه ای فراگیر جهت تحقق عدالت در جهان شکل بگیرد. این اتفاق اکنون سالیانی است که رخ داده و میلی عظیم برای ظهور همان موعود وعده داده شده همه ادیان شکل گرفته است. قطعاً این بزرگترین مشخصه حضور در دوران آخرالزمان است.

    اما در این میان نکته مهم دیگری که باید گفت این است که قطعا ظهور حضرت از پس مصداق نمایی های ما بر نمی آید. بلکه ظهور حضرت از پس تمنایی عمومی برای ظهور و میل به سمت حاضر بودن در محضرشان است، که رخ می دهد.

    تعریف مصادیق برای ظهور شاید بزرگترین خطای استراتژیک در دکترین مهدویت باشد. چرا که اینگونه رفتارها باعث نگرانی هایی می شود که :

1- می توان گفت مهمترین نگرانی از منظر روایی است. مصداق نمایی در حوزه ظهور و حوادث پیرامون آن این نگرانی را به همراه دارد که در صورت عدم تحقق معیارها و یا خطا کردن مصادیق چه بر سر اعتماد  عمومی مردم به روایتهای حوزه آخرالزمان می آید و آیا می توان این خسارتها را جبران نمود؟

2- نگرانی دیگر از منظر اجتماعی و جامعه شناسی است. تصور کنید مردمانی که سالهاست در انتظار چشیدن حس خوش حکومت مهدوی  روزگار می گذرانند؛  ناگاه با تحلیل سطحی  روایات توسط عده ای می فهمند که اصلاً آنها همین الان هم در آخرالزمان عینی و حقیقی قرار دارند و شاید این امر سبب شود که همان تلاش فردی سازنده جهت درک فیض حضور حضرت را نتوان در جامعه فراگیر کرد و از سویی دیگر اگر مصادیق  مشخص شده و تعیین شده توسط عده ای ناخبره، با رفتاری فرای شأن آنچه که در روایات گفته شده  از سوی مصادیق تعیین شده همراه باشد، باعث موج کاهش شدید اعتماد اجتماعی به امر ظهور می گردد.

3-نگرانی مهم دیگر عدم تأیید رفتارهای این چنینی از سوی مراجع و حوزه های علمیه است که این خود نگرانی هایی را به همراه دارد. یعنی ارائه نظریه هایی در خصوص یکی از مهمترین انگاره های شیعی بدون توجه به جایگاه مرجعیت، خود  می تواند موجب رفتارهایی شاذ  و خطرناک گردد. به عبارتی موجب  نظریه پردازی از طریق کسانی که صلاحیت علمی و یا حتی اخلاقی در حوزه مهدویت ندارند، می گردد. این در حالی است که مرجعیت خیلی بیشتر از عموم جامعه دغدغه ایجاد مقدمات فردی و اجتماعی ظهور حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) را دارند.

وچه نزدیکی و ما چقدر دوریم از تو

در پایان این را هم بگویم که این روزها ظهور خیلی نزدیکتر از آنی است که فکر می کنیم!  تنها یک یا علی می طلبد تا خیمه گاه اربابمان در همین نزدیکی ها برقرار گردد. همت بلند فردی در تک تک افراد جامعه تا دغدغه ای جز ظهور حضرتش را نداشته باشند. کاش بدانیم که ظهور حضرتش از دلهایمان آغاز می گردد.


پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٥ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ توسط کمیل نظرات ()