یا لطیف

مولا جان !!!

     ماه ضیافت الله هم رفت و نیامدی ؟؟!!

    و من از شرم بودنم مانند همیشه در تعجبم . چه بگویم ، اگر بگویم که مانعی برای ظهورت هستم گویی همین که نعمت و فرصت  حیات یافته ام تا در عصری زندگی کنم که  نامم در میان محبینت باشد را فراموش کرده ام و اگر بگویم مانعی نبوده ام ، باز می بینم نه دعاگوی خوبی بودم ونه منتظر خوبی ...

مولا جان !!!

    آنگاه که رمضان می آمد ، چه خیالها و آرزوها در دل داشتم !! چه ها فکر می کردم !! چقدر به خودمان قول می دادم که این رمضان بیشتر دعا برای فرجت می کنیم . اما کجا بود آن تلاش خاصی که به خود قول داده بودیم ؟؟!! نه توان آن داشته ایم که فرجت را از دلهایمان آغاز کنیم و دلهایمان را مهیا آمدنت و نه لیاقت آنکه جزئی از آنان باشیم که در این ماه آنی از خیال نبودنت راحتشان نگذاشت . آنی فراموش نمی کردند نبود عزیز دل فاطمه را . آنی فراموش نمی کردند همه آرزویشان این است در میان مسجد شهر رؤیاییشان کوفه و در پشت سر مولایشان قرآن به سر بگیرند و الهی العفو بگویند .

  مولا جان !!!

    چقدر شیرین است حتی تصور آنکه در صحن مسجد کوفه - در هنگامه حکومت دولت عاشقی ات نشسته باشیم - و در پای منبرت نشسته باشیم و شبی قدر را با خودت به سر کنیم . چقدر آنشب قدر ، راباید قدر دانست ...

مولا جان !!!

    آن هنگام که این ماه آغاز نگردیده بود چقدر می گفتیم آن شب قدری که جمعه است ، امید بیشتری برای ظهورت وجود دارد . چقدر گفتیم که دعا کنیم بلکه بیایی . حالا آن شبها و روزها رفته و حتی ضیافت الله به پایان رسیده . همه آن شبهای قدر رفته اند و فقط ما مانده ایم و کوله باری از حسرت ها و آرزوها و امیدها

مولا جان !!!

   چه کنیم ؟؟ هرچه هستیم ما هم در خیل دوستداران و محبین شمائیم و شما هم از همان خاندانی که سٌجیٌة الکٌرٌم هستند . بعید است که جدایمان کنید از خوبان درگاهتان . نه چرا بعید ؟؟!! بلکه محال است ...

مولا جان !!!

    هنوز انگاری جمعه ای مانده ، هنوز انگاری امیدی هست . نکند غروب جمعه این بیاید و باز ما بمانیم و غم نبودن یار و همان دنیایی از حسرتها و آرزوها ...

مولا جان !!!

    چه بگویم که شرمنده ام . شرمنده که همیشه در محضرت چیزی نداشته ایم که بواسطه آن تمنایی کنیم و آن را بهانه ای برای منتظر نامیدن خود بنمائیم .

مولا جان !!!

             بی بضاعتیم ....

                        اما دستهایمان همیشه دراز است ....

                                       و ما را به کجا سائل خوانند جز درب خانه شما ؟؟؟ 

         مولا جان عیدی چه می دهی ؟؟؟؟؟

                                                    منتظریم ...

پنجشنبه ۱۳۸٦/٧/۱٩ساعت ٥:٥٦ ‎ق.ظ توسط کمیل نظرات ()