یا لطیف

رمضان چه زود می روی ؟؟؟

                                           به کجا چنین شتابان ! ! !

نمی گویی که هنوز هیچ از برکاتت بهره نبرده ایم .

خدایا چه زود نیمه رمضان آمد ؟؟! ! چه زود باز میلاد کریم شد و حالا همه امیدمان به مولود کریم این ماه کرم است .

خدایا چه سری است میان میلاد کریم آل الله و این ماه کرم . درست آن هنگام که به میانه ماه میرسیم و دلمان می گیرد از این همه بی ادبی هایمان به آستان این ماه یاد کرامت شما می افتیم و دلمان شاد می شود .

به خود نهیب می زنیم که دیگر چه می خواهی ؟؟ حالا وقتش شده ... دیگر فرصتی نیست .

درست است که در برهوت بی معرفتیمان به آستان آل الله گم گشته ایم .

درست است که اسیر روزمرگی هایمان شده ایم .

درست است که خوب همه رفتارها و اشتباهاتمان  را توجیه می کنیم و آنی در اشتباهاتمان تدبر نمی کنیم .

درست است که عمری است داد انتظار می زنیم و هیچ نمی دانیم منتظر کیست .

اما حالا میانه این ماه عزیز شادمانیم که در آستانه شبهای پر قدر و بهای قدر می توانیم به امید کرامت کریم آل الله دستانمان را بالاتر ببریم .

خدایا شبهای قدر نزدیک است و روسیاهی ما پایانی ندارد . به کرامت مولای خوبمان حسن ابن علی ( علیه السلام ) - که کرامتش ذره ای از کرامت آستان حضرتت است - یاری نما که غافل نمانیم و آنگاه که ماه ضیافتت به پایان می رسد جز عبادک الصالحون باشیم

                             کریما دستانمان را بگیر ...

خدایا دستانمان بلند شده است . یاری نما ...

الهی العفو ...

                                        

*************************************************

پینوشت :

همیشه همکلام شدن با یادگاران جبهه برای ما نعمتی بوده است و حالا که جسارتی به ساحتشان شده است ، ما را تاب تحمل نیست .

استاد عزیزم آقای درخشنده نویسنده مجموعه داستانهای تخریبچی دوران ، ما سربازان کوچکی هستیم در برابر آرمانهای بزرگ شما . تا اخر در کنارت ایستاده ایم .

جمعه ۱۳۸٦/٧/٦ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط کمیل نظرات ()