هواللطیف

و کاروان عشق میرود که به مقصد برسد . انگاری صدای شیهه اسبانش ، ناقه شترانش ، همهمه مردان غیورش و صدای بازی کودکانه طفلانش را می شنوی . اینان میروند تا در تاریخ آغازگر رویدادی بزرگ باشند . آری حسین ابن علی می رود همان سفر تاریخی خود را از مکه به کربلا به پایان برساند.

خوب که بنگریم انگاری حرکت ابا عبد الله به سوی نینوا همان حرکت بشر است از ابتدای خلقت تا آخرالزمان . مگر نه این است که از زمانی که حسین از مکه خارج گشت تا به آن دیار بلادیده برسد هر روز از تعدادشان کمتر میشد و انگاری بیشتر به خلوص می رسیدند و لحظه لحظه این مردان مرد بودند که باقی می ماندند و آنان که بندگان زر و زور تزویر بودند جا می ماندنداز این عجیب ترین سفر تاریخ .

    آری کربلا نقطه ی عطف تاریخ است . نقطه مقابله همه خیریات و شریات جهان .  زیرا حسین حجه الله است و حجه الله مظهر ظهور صفات باریتعالی . پس هر آنکس که در برابرش بایستد حجت ابلیس است در برابر انسان .  پس اینجا صحنه مواجهه خیریات و شریات است . میرود تا نقطه صفر تاریخ شکل گیرد تا بر این بشر حقیر اتمام حجتی بس سنگین گردد .

و چه سخت است که بدانیم کنون نیز در میانه راه مکه به کربلاییم . زیرا هنوز حجه الله بر زمین باقیست و هنوز حجه الله به کربلایش نرسیده پس هنوز در به خلوص رسیدنیم . وای بر ما اگر از این کاروان جدا شویم که آنگاه جاماندگانی بس خسران دیده ایم .

خدایا تا رسیدن به آن لحظه سبز موعود ما را در میان کاروان سفرکنندگان به سوی آخر الزمان قرار بنه .

 

  

اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من انصاره و اعوانه

 

 

 

التماس دعا یا علی مدد

 

جمعه ۱۳۸۳/۱۱/٢۳ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ توسط کمیل نظرات ()